- وقتی از سر کار میام خونه و از بغل زهرا خانوم می خوای شیر جه بزنی سمت من از خوشی بال در میارم. اینکه حتی نمی خوای دستامو بشورم منو تا آسمون می بره . می فهمم که هر دو مون برای هم بی تابیم و دلمون یه ذره شده برای هم. روزایی که من و بابایی با هم میایم خونه از خوشحالی جیغ می کشی و ذوق می کنی.
- وقتی کارمون داری یا به خواستت نمی رسی جوری مممممم(با فتحه ) و بببببببببببب(مجددا با فتحه) می گی که می خوایم بیایم بخوریمت عزیز دلم.
-الان دیگه تو غلت زدن مهارت فوق العاده ای به دست آوردی.اصلا نمی شه پیش بینی کرد ۲ دقیقه بعد کجایی!
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:36  توسط نازنین
|

