ویانا خانم دیگه کاملا راه افتاده . چند روزیه که دیگه دوان دوان خودشو به جایی که می خواد می رسونه و ما هم هی قربون صدقش می ریم.
در کمال خوشحالی می گم که دخترکمون بی نهایت شیطون و پر تحرکه و ما از همه شیطنتاش شادیم.
رسما از مبل بالا میره و رو لبه دسته مبل یا لبه بالایی مبل می ایسته و بعدش به ما می خنده!
یک سره درحال بدو بدو و انجام کارهای ضروریه!
هم چنان عاشق حمامه. خیلی خیلی حمام رو دوست داره و هنوزم هیچ کس نمی تونه بدون ویانا بره حمام.چون از هر جای خونه که صدای شرشر آب حمام رو می شنوه بدو بدو میاد پشت در حمام و آن چنان شلوغ بازی ای در میاره که مجبوری در و باز کنی!
الان وقتی زنگ آیفون رو می زنن بدو بدو میاد دم در استقبال ( تازه اونم به صورت مستقل! )
فرق نداره مهمانا تا کی خونمون باشن تا هر ساعتی که هممان داشته باشیم یا مهمانی باشیم ایشون سر حال و در حال بازی هستن!حتی تا ساعت ۲ بامداد هم آزمایش شده!
هر کسی دمرو دراز می کشه میره پشتش و می خواد به شیوه بابایی (پیتکو پیتکو ...) برای خانم اسب بشه!
چند روزیه اصرار داره بعضی چیزا رو خودش حمل کنه. این بعضی چیزا تا الان شامل: بسته پوشک نو/ ساک لباساش/ کفش تازه خریداری شده/ شیشه خیارشور و خیلی چیزای دیگس!
هم چنان عاشق بیرون رفتنه و اگه کسی یه حرکت جزیی ناشی از بیرون رفتن از خودش نشون بده (مثلا اگه بابایی شلوارشو عوض کنه یا تی شرت بپوشه یا حتی خیلی ساده تر از اینا اگه سردت بشه و جوراب بپوشی دیگه ویانا ولت نمی کنه.)
هر جای خونه هم که جوراب ببینه می خواد بپوشه و بره دد(با فتح د).
به شدت کفشا و دمپاییش رو دوست داره و دائم داره از جاکفشی درشون میاره تا بپوشه بره دد!
ویانا آماده بیرون رفتن
چ
ویانا مهربون که خودشو تو آینه می بوسه:

ویانا می خواد گیره سر بزنه:

ویانا عینک بابایی رو می زنه:
