دیروز جشن روز مهندس بود و ما هم با دخترک رفتیم. اون وسط همه میومدن و به دخترک ابراز ارادت می کردن.و دخترک هم می خواست بغل همه بره و برای همه دلبری می کرد. با دیدن یه آدم جدید هم کلی جیغ می کشید و ذوق می کرد.
خلاصه کلی باعث غرور ما شد
هر چند روز یه بار یه عادت جدید پیدا می کنه و با یه هنر نمایی جدید ما رو متعجب می کنه.
اولین ماههایی که دنیا اومده بود موقع خواب دستا و پاهاش رو در هزار جهت مختلف قرار می داد تا خوابش ببره و تو خواب هم یه عالمه فیگورای جالب می گرفت که ما با ذوق ازش عکس می گرفتیم.
بعد از یه مدت باید موقع خواب دستاشو زیر ملافش میذاشتیم تا از خواب نپره . چون تو خواب دستش و می زد به صورتش و می ترسید.
یه روزی دیدیم دخترک مثل ما دوست داره یه پهلو بخوابه و تو خواب هی تکون می خوره و وقتی یه پهلوش می کنیم آروم می خوابه. چند روز بعد دیدیم خودش وقتی از به پهلو خوابیدن خسته می شه به پشت دراز می کشه و دیگه اصلا با زدن دستش به صورتش نمی ترسه.
الانم گاهی تو خواب صورتشو می ماله یا حتی خواب می بینه ولی از خواب بیدار نمی شه.
پ.ن.:این پست ادامه داره ولی فعلا خیلی سرم شلوغه.ایشالله زودی میام.