سلام
۱- چندین مطلب برای اینکه خبر اومدن این توده کوچولو رو بدم نوشته بودم ولی الان هیچ کدومشون در دسترسم نیست و تصمیم گرفتم این دفعه با هر شرطی شده حتما بنویسم. ما سه نفره شدیم
۲- سعی می کنم تمام اون نوشته ها رو به زودی تو وبلاگ بذارم.
۳- بودن و دیدن یه قلب تبنده رو مانیتور کوچولوی سونوگرافی یه حس غریب داشت.
۴- کارم رو عوض کردم و الان محل کارم داخل شهره و اوضاع خیلی بهتره.
۵- این قلب کوچولوی تبنده با اومدنش کلی اتفاقای خوب برامون آورد .
۶-همه زوج ها وقتی این خبر رو می شنوند دچار یه دنیا استرس می شن یا ما اینطوریم؟
۷- چند روزه که اوضاع غذا خوردنم خیلی به هم ریخته . هر چی می خورم حالم بد می شه. ولی بازم از این کودک درونم ممنونم که داره میاد.
۸- خیلی چیزای دیگست که می خوام بنویسم ولی الان باید برم.
۹- بازم بیام با یه عالمه حرف جدی