سلام من اومدم

این مدت هم به همه دوستای گلم سر می زدم ولی اصلا حس نوشتن اینجا رو نداشتم ، چند تا مطلب هم نوشتم ولی از هیچ کدوم خوشم نیومد و این چنین شد که هیچ پستی نداشتیم تا امروز.
واما این چند وقت:
-اول از همه عزیز دلم ، همراه و همسر نازم:تولدت مبارک عزیزم.

دلم می خواست روز تولدت برات یه پست بذارم ولی امان از اون کارت اینترنت کم سرعت
...
دوم:فاطمه بعد از 3 ماه به خونش برگشت.خیلی خوشحالم
.از نظر جسمی هنوز خوب نشده ولی خدا رو شکر روحیش خوب بود.برای این دوست نازنینم بازم دعا کنین.
سوم:برای آزمون استخدامی شرکت نفت رفتیم تهران.این بار رفتیم خونه نسترن(خواهر همسر جان) و کلی خوشحالش کردیم
.مامان و بابای همسر جان هم با ما اومدن و با نسترن و همسر و دختر کوچولو ش رفتن شیراز. امتحان هم بد نبود تا ببینیم چی پیش میاد...
چهارم: چند تا از همکارا رفته بودن دنبال خرید خونه و با دیدن افزایش روزانه قیمت خونه و ثابت موندن درآمد ما ها، شدیدا توصیه کردن که شما هم بجنبین. این چنین بود که بدون پول کافی دنبال یه خونه نسبتا خوبیم
، ولی تا حالا پیدا نکردیم.
پنجم: عطیه خانوم!مبارکه.لولی جون تو مبارکت باشه عزیزم.
ششم: امسال قراره مامان بابای همسر جان برن مکه.ایشالله جور بشه تو بهار برن . کلی کار باید براشون انجام بدیم که از الان برای همشون ذوق دارم. ایشالله بهشون خوش بگذره.
هفتم: من این مدت اصلا درس نخوندم.چرا؟خب چون وقت نشد.
هشتم: یه کم روال زندگیم به هم ریخته. ساعت استراحت و کار و خستگیه من و همسر جان خیلی به هم نمی خوره. باید یه فکری بکنیم.