سلام
این دفعه دیگه زود اومدم
.
جمعه شب عروسی یکی از همکارا دعوت بودیم.عروسی نوشهر بود و تا آخرین لحظه نمی دونستیم می ریم یا نه. بالاخره قرار شد با همکارای همسر جان بریم. جمعا 4 ماشین بودیم:7 نفر مجرد بودن و 4 نفر هم متاهل. جمعه صبح (ساعت 11) راه افتادیم و تو راه چند ساعتی تو جنگل برای ناهار موندیم و حدود ساعت 6 رسیدیم خونه یکی از بچه ها چالوس.
ساعت 7:30 هم به سوی مجلس عروسی راه افتادیم. خیلی عالی بود. فقط چند بار برق قطع شد که اونم اصلا به چشم نیومد.
آقای داماد و خانومش نوشهری هستن ولی به خاطر کار آقا داماد میان ساری. عروس خانوم هم خیلی گل و خوش برخورد بود
. قرار شد وقتی اومدن خونشون یه شب دعوتشون کنیم.
شب یعنی در واقع صبح(ساعت 4) دوباره رفتیم خونه همون همکارچالوسی و خانوادشو از دیدنمون خوشحال کردیم
.(البته یکی از ماشینا که دو تا از زوج ها توش بودن بعد از عروسی برگشتن). صبح هم جاتون خالی رفتیم رودخونه ای که همون نزدیکیا بود. خیلی عالی بود.جاتون خالی خیلی خوش گذشت. حدود ظهر هم راه افتادیم و تقریبا ساعت 4 رسیدیم خونه.
تو این دو روز جای همتون رو خالی کردم. خیلی عالی بود. بعضی از همکارا رو هم بیشتر شناختم. چند نفر رو که زیاد روشون شناخت نداشتم دیدیم فوق العاده خوب و خوش سفرند.

